سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
348
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
آن را بر خود لازم نمودهاند ) تداخل جايز نبوده و لازمست غير از آن قربانى ديگر به محل نامبرده بفرستد چه آنكه اختلاف اسباب مقتضى اختلاف مسببات است . و اگر سوق هدى بر وى واجب نباشد ( مثل قارن و مفرد كه با تلبيه محرم شده باشند و در عين حال گوسفندى را نيز با خود آورده بدون اينكه موجبى همچون نذر و قسم و امثال آن ايجاب آن را بنمايد ) مىتواند به همان اكتفاء كند منتهى به اين گوسفند عنوان ( هدى ) و به اين همراه آوردن اسم ( سياق ) حقيقتا صادق نيست چه آنكه سياق شرعى آن است كه به اشعار يا تقليد متعين شده باشد . بنابراين اطلاق سوق هدى بر آن از باب مجاز مىشود و بهر تقدير وقتى هدى و قربانى را به قربانگاه فرستاد با كسى كه نايب او در اجراء اين امر شده وقتى را براى ذبح گوسفند يا نحر شتر معيّن نمايد كه وى در آن وقت محلّ بشود . قوله : عن الافعال بها : يعنى از افعال در مكه . قوله : و ان دخلها : ضمير منصوبى به [ مكه ] عائد است . قوله : بعث كل منهما : يعنى كل من الحاج و المعتمر قوله : ان لم يكن ساق : يعنى در صورت عدم سوق هدى پولش را بفرستد اعم از اينكه عدم سوق به جهت اين بوده كه قدرت بر تهيه آن نداشته يا اختيارا آن را ترك كرده به اتكاء اينكه در محل قربانى آن را تهيه نمايد . قوله : و الاجتزاء بالمسوق مطلق : يعنى چه مسوق واجب